دوست داري كه براي تو چه عطري بزنم شوقِ لايوصفِ پر پر زده از پيرهنم تا دلِ نازكم آزرده ي بي مهريِ توست جامه ي دلبري ام نيست به غير از كفنم بر لبم دود دوسیب است و گناه گندم می وزد آتش عشق تو به اثنای تنم دکمه های کت تو یا پل دوزخ چه کنم میکنم آنچه نبایست اگر اینکه منم ! مثل تلفیق اونتوس و دیور ، از شب قبل مثل باران شدنت آنورِ خط بر بدنم من فروپاشی یک لشکرم اما باتو در امانم! بغل توست حریم وطنم سيده فاطمه موسوي #وطن_گرام


