نه عطر مى زنى كه مرا مست تركنى نه الكلى كه داخل خونم اثر كنى ريحان و رازيانه وهل، رز، -نه - كاش كه جان مرابه بوى تنت شعله وركنى اى شانهی عسل به لبان تو برده رشك دیگر چه حاجتی ست به جامم شکرکنی من مىچکم روايح تو پخش مى شود تو پخش مى شوى كه مرادر به دركنى آن هم زنى كه از نظرت مست دائم است با اين زن روانى بايست سر كنى اى يوسف جوان شده! عشق قديمى ام حق باتو بود اينكه مراخون جگر کنی این آهوی رمیده به رویای صیدِ توست حاشاكه شير باشى و از من حذر كنى #سیده_فاطمه_موسوی #وطن_گرام #پیامرسانوطن


