غمم را با تو میگویم که از دنیای من دوری هم آنْ قدری که زیبایی هم آن اندازه مغروری قدح را با تو میخوردم من از دست تو میمردم ولی بالاترین ساحات مستی، هست مستوری خودم را کشته بودم توی بیت سوم شعرم خودم را کشته بودم توی آن اشعار منشوری من اصلا به همین رفتار غیرِ عرف معروفم تو اما به نجابت_ یا سگْ اخلاقی ت مشهوری ورق میخوردم از دیوان سعدی تا پل حافظ نه مست معنوی بودم نه حتی سه پُک صوری گلِ غمگین ترت بودم، به انگشت تو محدودم تو مسئول گل ت هستی، دراین سیاره ی نوری #سیده_فاطمه_موسوی #وطن_گرام


